أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

114

تجارب الأمم ( فارسى )

مدينة السلام رسيده به « دار الحجبة » [ 1 ] از دار السلطان شد ، و ابو القاسم بن حوارى شب را در آنجا با او بماند . حامد به گفتگو نشست . و براى سرداران و ويژگان مقتدر ، تندى و ناآزمودگى وى در كار وزيرى آشكار شد . مقتدر ابو القاسم بن حوارى را خواست و از وى در اين راهنمائى و نامزدى او گله كرد . ابن حوارى ، حامد را به داشتن دارائى هنگفت و هيبت نزد كارگزاران و رادمنشى و فزونى غلامان ستود . حامد روزى كه به بغداد آمد چهار صد غلام شمشير به دست داشت كه برخى از آنان مردانى بودند كه با سرداران بزرگ و ويژگان سلطان برابرند . ابن حوارى هنگام يك گفتگو با مقتدر پيشنهاد نمود كه على بن عيسى [ وزير پيشين‌تر ] را آزاد كند و همهء ديوانها را به دو سپارد ، تا كمبود حامد را در آنجا پر كند . مقتدر گفت : اين كار تنها با خواهش حامد انجام‌پذير است . * مقتدر از ابن حوارى خواست كه نزد حامد رفته به او بگويد : هر گاه به پيشگاه مقتدر رسيدى آن [ دادن مسئوليت به على بن عيسى ] را از او بخواه ! ، نيازمنديهاى وابستگان را به او ياد آر و او را از بىادبى وابستگان بترسان ! براى حامد روشن كن كه هر گاه اين كار را از مقتدر نخواهى ، او به ناخواستهء تو خواهد كرد ، [ پس ابن حوارى براى حامد ] سوگند ياد كرد كه نيكخواه او است . چون حامد به پيشگاه مقتدر رسيد و به وزيرى گمارده شد ، در پيشگاه او زمين بوسه داده خواهش نمود على بن عيسى را آزاد كند و اجازت دهد تا او را به رهبرى همهء ديوانها و كارگزاران بگمارد . مقتدر باللّه گفت : گمان نمىكنم على بن عيسى اين كار را بپذيرد و پس از سرورى ، تن به زير دستى دهد . حامد در برابر كسان حاضر پاسخ داد : چرا نپذيرد ؟ يك دبير مانند درزيگر است ، پوشاكى مىدوزد كه بهايش يك هزار دينار باشد ، پوشاك ده درمى را نيز مىدوزد ، مردم از اين سخن وزير خنده سر دادند . چون حامد خلعت وزارت پوشيده به « دار الوزاره » در مخرم فرود آمده ، براى

--> [ ( 1 - ) ] M : اطاق ويژهء پرده‌داران دربار در كاخ « دار السلطان » .